به نام خداوند مهربان
و سلام
امروز میون بیکاری هام خیلی به موسیقی فکر کردم نمی دونم چرا ولی احساس کردم کلی حرف داره برای گفتن .آخه این روزا برخلاف یکی دو ماه پیش بیکارم و فکر می کنم تا بیست روز دیگه هم ادامه داشته باشه سخت حسرت روزایی را می خورم که برای کنکور درس می خوندم به شقایق حسودیم می شه وقتی که کتاب هاش را باز می کنه و مشغول درس خوندن می شه .البته ما هم خیلی درس خوندیم و تمام این دوران ار پشت سر گذاشتیم ولی دلم تنگه برای اون روزا .درسته دانشگاه دولتی قبول شدیم، اما وقتی نرفتم با قبول نشدن تفاوتی نداره.هنوز هم نمی دونم کار درستی کردم که روانشناسی دانشگاه آزاد را به مهندسی تکنولوژِی دولتی ترجیح دادم یا نه ؟به هر حال علاقه ست و کاری نمی شه کرد همیشه خودم را یه روانشناس دیدم تا یه مهندس.از بحث اصلی دور نشم .می خواستم در مورد موسیقی بنویسم چیزی که این روزا توی کشورمون خیلی گل کرده و جوانان فرصتی پیدا کردن تا صدای خودشون را محک بزنند شب می خوابی صبح وقتی بیدار می شی 4 الی 5 سی دی جدید از خوانندها ی جدید اومده توی بازار کار بعضی ها می گیره و می شن بنیامین که بی صبرانه منتظر آلبوم جدیدش هستیم کا ر بعضی ها هم نمی گیره و گیتارشون می مونه و صداشون و یه دنیا ضرر .بازیگران و فوتبالیست هامون هم از این تب و تاب غافل نموندن و هر کدوم خواننده ای شدن برای خودشون یا بالعکس خواننده ها و آهنگسازانی که بازیگر شدند .من فکر می کنم این خاصیت هنره که با هم مرتبطه و می شه از هر کدوم پلی زد برای دیگری .حالا می یون بازار شلوغ موسیقی هر کس طنین خاصی را می پسنده یکی لایت گوش می ده اون یکی میمره برای تکنو خواننده ها هم هر روز یک سبک می خونند تا از این بازار بی نصیب نمونند .اما من طرفدار خواننده های خاص هستم خواننده ای که سبکش خاصه و فقط توی این حال و هوا می خونه خواننده ای که تنوع توی کارش هست ولی از موضوع و روش خودش منحرف نمی شه مثل اقای رضا صادقی من واقعا این نوع موسیقی را دوست دارم و همیشه برام تازگی داره بنیامین بهادری هم که جای خودش را داره و حرفی نذاشته برای گفتن .کاست این دوتا خواننده همیشه توی خونه ی ما پر طرفداره .خیلی وقتا آهنگ تیتراژ فیلم ها اون قدر قشنگه که حد نداره اون وقته که باید نشست پای سایت ها ی دانلود و دنبالش گشت تابتونی بهش گوش بدی از این میون آهنگ فیلم های پول کثیف ،ماچندنفر ،کوله پشتی و....جذابیت خاصی داشته .هر کس با آهنگ مور علاقش راحت می تونه به ارامش برسه .منم به عنوان یه دوست کوچکتر بهتون توصیه می کنم هر وقت احساس خستگی کردین کافیه فقط یه موسیقی آروم گوش بدین فقط همین!

به نام خداوند مهربان
و سلام
60 الی 70 درصد بچه های خرد سال وقتی ازشون بپرسی می خواهی در آینده چه کاره بشی بدون لحظه ای شک می گن دکتر.می خوام در اینده پزشک باشم.شما فکر می کنین چرا ؟از این تعداد چیزی حدود 20 یا 30 درصد به خواسته ی کودکی شان جامه ی عمل می پوشانند .یک پزشک با اینکه تا حدودی برای بچه ها ترسناکه اما براشون ارزو هم هست من معتقدم چهار حالت داره:
1- این علاقه به این علته که کودک فکر می کنه ابهت و اجرا شدن دستور ها بدون چون و چرا (مثل خوردن دارو )فقط می تونه توسط یک پزشک امکان پذیر باشه و اگه این شغل را به دست بیاره کسی نمی تونه بهش دستور بده و این مقام از آن او می شه
2- پدر یا مادر کودک (یا اقوام نزدیک )کودک پزشک باشند و از این شغل به عنوان یک شغل وراثتی و مهم در خانواده ی او یاد بشه
3- اهمیت و احترامی که در جامعه برای این شغل موجوده
4- علاقه ی وافر که می تونه به هر علتی در کودک به وجود بیاد
از جنبه ی علمی اش که بگذریم منم یکی از اون کودکانی بودم که مطمئن بودم یک روزی پزشک می شم ولی حالا می بینم که چقدر بین من و خواسته هام فاصله افتاده.هنوز کودک درونم به دنبال گمشده اش می گرده نمی دونم چه طور شد که افتادم توی خط روانشناسی و این همه عاشقش شدم که تصمیم گرفتم بشم روانشناس ولی خوب می دونم این نزدیک ترین شغل به ارزوهای منه و بی ارتباط با ضمیر ناخود اگاهم نیست.
این مطلب حاصل کاوش دو سه روزه ی من در خودم ،وجودم،و دنیای اطرافم بود.این روزا با دیدن فیلم اغما بیشتر از همیشه هوای پزشک بودن به سرم می زنه .هر چی توی اینترنت دنبال عکس پزشک گشتم چیزی دستگیرم نشد .
پیوست: وب سایت شقایق به روز شد