به نام خداوند مهربان
و یه سلام پر از تاخیر
حالتون خوبه ؟حال منم اگه خواستین از چند پست قبل خیلی بهتره چون حالا دیگه درگیر درسم و عاشق این درگیری.نمی خوام بگم که من نوه زاده ی افلاطون یا ارسطو و یا شایدم انیشتین هستم نه من هیچ کس نیستم من یه یک ذره ی کوچک هستم که هر چه بیشتر می خونم بیشتر می فهمم که هیچی نمی دونم .این روزا غرق در دنیای اطرافم شدم و بیشتر از همیشه رفتار هایی را می بینم که دلیلی براشون نمی یابم ای کاش یکی بود و من با این همه چرا تنها نمی موندم .بگذریم از حاشیه.
به علت سرعت پایین اینترنت خانگی (که البته از وقتی سایت دانشگاه را دیدم متوجه شدم)دارم سعی می کنم از این به بعد این وب سایت از سایت دانشگاه به روز بشه هم بیکاری های بین کلاس ها پر می شه و هم مطالب جالب تری برای نوشتن پیدا می شه قبل از دانشگاه قول های زیادی اللخصوص در مورد ساوه شناسی داده بودم که هنوزم یادمه و سعی دارم عملی بشه،گفتم که فکر نکنید یادم رفته تا حدی هم عکس ها اماده شده.در مورد موزیک وب سایت هم باید از مدیریت وب سایت جالب و دیدنی تجربه ی اول تشکر کنم پسر خاله ی من برخلاف سن کمش مهندسی هست برای خودش که بالاخره با همتش این وب سایت تا حد زیادی به ایده آل های من نزدیک شد .
این وسط از همه چیز گفتم الا شقایق خانم ،خانمی شده برای خودش سخت درگیر درس و همچنان در رویای کمیسر شدن دختری که اگه گمش کردین راحت می شه پای سریال های پلیسی پیداش کرد .خواهر کوچولوی من برخلاف بسیاری از بچه ها از بچگی سر حرفش مبنی بر پلیس شدن سخت مسر است و حتم دارم به آرزوش می رسه و این را از نبوغش حدس می زنم، چهره اش دیدن داره وقتی که پیس های خانم سریال بی صدا فریاد کن را می بینه یه جوری دلش ضعف می ره .
در آخر مطلب از همه ممنون که به ما سر می زنین امیدوارم بتونم به موقع به روز کنم تا شرمنده ی دوسستان خوبم نشم.
تا دیداری دوباره بدرود (از این به بعد باید بگم به قول هینگامه بدرود)

امروز یه سمینار با دکتر نوابی نژاد (مادر مشاوره ایران) داشتیم که جاتون خالی بود