تبليغاتX
یادداشتهای روزانه
یادداشتهای روزانه

به نام خداوند آرزوها

و سلام

حالتون خوبه ؟چه می کنید با خونه تکونی ؟خونه تکونی خون هاتون و از همه مهمتر خونه تکونی دلاتون.به هر حال یادداشت های روزانه سالی پر از برکت و سر شار از سلامتی را براتون آرزو می کنه.شما هم اگه براتون زحمتی نیست دعا کنید تعطیلات عید برای یادداشت های روزانه به سرعت بگذره .منم خوبم و دارم از تک تک روزای تحصیلم لذت می برم اینو خیلی خیلی جدی می گم . با خوندن هر خط روانشناسی به وجد می یام و هر روز بیشتر از دیروز احساس نیازمندی به شناخت انسان را حس می کنم .به هر حال اگه دانشگاه 90 درصدش هم درس باشه 10 درصدش حاشیه است .حاشیه هایی که می دونم یه روزی خاطره می شه . ولی اگه بیشتر علمی اش کنیم خیلی بهتره . از حاشیه بگذریم بهتره .چون من به تنهایی نمی تونم در این مورد صحبت کنم و از همه مهم تر خودم دانشجو هستم ،و نظر در مورد حاشیه ای بودن نسبی است .

اصولا ترم بهمن ترم خوبی نیست و نباید زیاد درس های تخصصی را برداشت چون تعطیلی ها وحشتناکه و دروس عملی تخصصی هم هیچ تناسبی با تعطیلات نداره بعدش هم که ماشاالله تابستان در راه واااااااااااای .ولی ای کاش برنا مه ام جور بشه و بتونم ترم تابستون بردارم بازم چشم به کرامت مدیر گروه گرامی . راستی این روزا تولد یادداشت های روزانه است این وبلاگ اواخر اسفند می ره توی چهار سال و از همه ی دوستان خوبش تشکر می کنه که توی این مدت همراهش بودند .هنوز یادمه ساختن این وبلاگ را توسط دایی عزیزم اون موقه ها خیلی با وبلاگ و وبلاگ نویسی اشنا نبودم دایی دلنوشته هاش را توی وبسایت شمعدانی می نوشت و ما هم استفاده می کردیم یه روزی به من پیشنهاد وبلاگ نویسی دادند و منم به شدت استقبال کردم و زحمت ساختش را خودشون کشیدند هنوز یادمه این جمله را ((این نقاشی توسط یک کودک استثنایی کشیده شده)) یکی از اولین پست های این وبلاگ بود.حالا تقریبا 4 سال گذشته و من در حال حاضر 3 تا وبلاگ می نویسم و همه اینها را مدیون دایی گلم و همکاری دوستان این وبلاگ هستم . راستی تا قبل از اینکه مطلب را ببندم یه پیشنهاد بدم راجب muzic terapi  یا موسیقی درمانی که خودم واقعا تاثیراتش را دارم توی زندگیم می بینم :

 
1- صبح ها ساعت 6 با لبخند رختخواب را ترک کنید شما پر از انرژی مثبت هستید تکرار این جمله خیلی کمکتون می کنه حتی در اوج سخت ترین شرایط

2- بعد نوبته گوش دادن به یک موزیک اکتیو یک موزیک فعال .

3- سعی کنید با موسیقی ورزش کنید این کار را 5 الی 10 دقیقه ادامه دهید

4- صبحانه کامل،ترجیحا پر کالری را میل کنید(تحقیقات نشان داده صبحانه باعث چاقی نمی شود) پس با خیال راحت و بدون نگرانی صبحانه بخورید.

5- بعد از انجام کارهای روزمره هنگام ظهر و صرف ناهار یک موزیک لات و ملایم گوش دهید و سعی کنید پس از ناهار کمی قدم بزنید و مدت زمان مشخص شده و محدودی بخوابید موزیک لایت را تا 3 لی 4 بار گوش کنید.

6- هنگام شام غذای سبک میل کنید موزیکی را گوش کنید که بهتون ارامش زیادی میده شب هنگام موزیک تند گوش نکنید فقط موزیک های ارام بخش . بلافاصله بعد از غذا نخوابید.قبل از خواب به ساعات خوب روزی که گذشت فکر کنید هنگام خواب ترجیحا با لبخند بخوابید.کمی خیالپردازی هنگام خواب و فکر کردن به ارزوهاتون بسیار موثره .

با ارزوی بهترین ها

تا دیداری دوباره بدرود.

                                                                  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 8:59  توسط فاطمه   | 

به نام خداوند بزرگ

و شاید سلامی دیگر

سرم گیج رفت وقتی به تقویم نگاه کردم. آخه این همه تعطیلی برای چه ؟تازه نصف بیشترش هم توی تقویم نیست.فکر می کنم از 365 روز سال 200 روزش تعطیله !!!! (البته تعطیلات عید و تابستان را هم لحاظ کنید) نمی دونم شاید شما نظرتون با من متفاوت باشه .ولی همراهان یادداشتهای روزانه خوب می دونند که از تعطیلات خوشم نمی یاد .

از تعطیلات که بگذریم چیزی نمی مونه جز انتخاب واحدی که اگه یه کم دیگه طول می کشید فیلسوف می شدم .اینم از مضرات انتخاب واحد ای یک ترم اولی دیگه نخندین !!!!

راستش را بخواین امروز فقط انگیزه معرفی کردن یک وبلاگ منو نشوند پای کامپیوتر تا دوباره به روز کنم یک وبلاگ خوب از یک استاد خوب .وبلاگی که حضورتان معرفی می کنم از معدود وبلاگ هایی هست که مطالبش به واقع در زندگی کاربرد پیدا می کنه . مدیریت این وبلاگ را آقای آسوده به عهده دارند که از کارشناسین ارشد مشاوره هستند. ایشان لطف کردند و به من هم اجازه ی نگارش در این وبلاگ را دادند و منم با اجازه ایشان در این وب می نویسم . پیشنهاد می کنم به این وبلاگ سر بزنید.

منتظر حضور سبزتان هستم .

http://asoodeh.blogsky.com/

                                                                       

                                                                            

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 17:49  توسط فاطمه   |